تبلیغات
اول زبان دوم؛ دوم زبان سوم
اول زبان دوم؛ دوم زبان سوم

سلام. خیلی از دوستان از من در وبلاگم می پرسیدند که چطور باید زبان یاد بگیریم. می پرسیدند چرا نمی تونند مکالمه کنند و خیلی سوالهای دیگه. من نمی تونم جواب این سوالات رو در یک جمله بدم در نتیجه این وبلاگ رو درست کردم.یادگیری زبان انگلیسی خیلی مهمه، خیلی زود باید این زبان رو یاد بگیرید. چون بعد از اون باید برید سراغ یه زبان دیگه! مطمئن باشید که شدنیه. حداقل دو زبان اروپایی دیگه هم باید بلد باشید. ترجیحا از زبان های فرانسه، آلمانی، اسپانیایی و ایتالیایی باید دو تا رو بلد باشید. همچنین زبان عربی برای ما ایرانی ها خیلی مهمه. خیلی هم واسه ما سخت نیست چون هم در مدرسه اون رو خوندیم و تا حدودی باهاش آشنا شدیم و صفر کیلومتر نیستیم هم شباهت هایی (نسبت به زبان های دیگه) با زبان ما داره (مثل الفبا و...) . یادگیری زبان عربی خیلی مهمه چون زبان عربی تا حدی وارد زبان ما شده، ما حتی برای درک ادبیات خودمون بهش احتیاج دارم.حافظ از برجسته ترین شعرای ایرانه که دیوانش با یه مصراع عربی شروع میشه.پس برای فهم ادبیات خودمون تا حدی بهش نیاز داریم. علاوه بر مساله ادبیات، ما مسلمانیم و با یادگیری زبان عربی، قرآن و نهج البلاغه و ... را بهتر درک می کنم. قرآن اعجازهای لغوی زیادی داره که بدون یادگیری این زبان نمیشه بهش پی برد. نکته ی دیگه اینه که تعداد زیادی از مردم دنیا به این زبان صحبت می کنند، البته دیگه فرصت نیست از فصاحت و بلاغت عربی صحبت کنم چون قراره ابتدا زبان انگلیسی رو با هم یاد بگیریم. اگه همت کنید موفق می شید. اطلاعات کسب کنید و اونها رو به کار بگیرید. از همین امروز شروع کنید.حتما شنیدید که میگن " فراگیری یک زبان جدید آغاز یک زندگی جدید است ."




نوشته شده در تاریخ جمعه 26 اسفند 1390 توسط سارا
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 فروردین 1392 توسط سارا

A man stopped at a flower shop to order some flowers to be wired to his mother who lived two hundred miles away.

 
As he got out of his car he noticed a young girl sitting on the curb sobbing.
He asked her what was wrong and she replied, "I wanted to buy a red rose for my mother.
But I only have seventy-five cents, and a rose costs two dollars."


The man smiled and said, "Come on in with me. I'll buy you a rose." He bought the little girl her rose and ordered his own mother's flowers.


As they were leaving he offered the girl a ride home. She said, "Yes, please! You can take me to my mother."


She directed him to a cemetery, where she placed the rose on a freshly dug grave.
The man returned to the flower shop, canceled the wire order, picked up a bouquet and drove the two hundred miles to his mother's house.




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 توسط سارا

انشای زیر رو یکی از دوستان خوبم به اسم پریسا ارسال کرده، در این جا از دوستان می خوام که انشا هاتون  رو در قسمت کامنت ها به صورت عمومی قرار بدید تا زیر کامنت خودتون جواب بدم. من معمولا نظرات خصوصی رو جواب نمی دم چون فرصت نمی کنم برای همه ایمیل بفرستم !

پریسا جان انشا خیلی خوب بود. خیلی خوبه که سعی کردی یه انشای خوب بنویسی، اشتباهاتی هم داشتی،من فکر می کنم فارسی فکر می کنی!! که قبلا هم در این مورد برات توضیح دادم. کلمه هایی که آبی نوشتم در واقع در انشای شما نبوده و من اضافه کردم و کلمه هایی که قرمزه  در انشای شما بوده و باید حذف بشه! کلمه ی God  باید با حرف بزرگ شروع بشه. اون s  داخل پرانتز به فعل باید اضافه بشه چون سوم شخصه.بقیه توضیحات رو زیر انشا نوشتم امیدوارم چیزی از قلم نیفته.

Spring is the first season of  the year in Solar Hejri calenders. It between in winter and summer.Spring has three months.They are Farvardin, Ordibehesht and Khordad.In the spring it suddenly get (s)  raining and it gets sinshine just after that.In this season plants begin to grow. In Iran we go to new year, and for that people are be happy.(A)

I like spring, In this season we gain energy and we try to make better our life(B). In a new year we try to be kindness and respect to other much more than we do before. (C)

In spring we visit our family and send the postcards to our frinds. In this days we received many gifts and give gifts too. Mostly received a new money instead to other gift. (D)And more important we spend money in it! (E)

We must thanks god to gift us health and family. And god give us one a year more. We wishing happy and joy to people around the world.


بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط سارا

 لیریک زیر بخونید؛ آهنگ Fading از Rihanna

 

Things just ain’t the same

And I’m ready for change

Go on, begone, bye bye, so long

باز هم یه ترجمه ی خیلی عجیب و غریب دیدم!

اگه توی یه وبلاگ، کسی یه اصطلاح رو اشتباه ترجمه کنه تعجب نمی کنم ولی این اشتباه، فرق می کنه.

یه وبلاگ ترجمه کرده:

به كارت ادامه بده ازم دورشو خداحافظ برو خیلی دور

So long  رو خیلی دور ترجمه کرده!

 So longولی یعنی خداحافظ و توی جمله هم کاملا واضحه!





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 توسط سارا

Up For Grabs: available for anyone to take ...  

Something which is up for grabs is free to be taken by anyone. Example: "I don't want my baseball glove. It's up for grabs." Reply: "I'll take it!

Something is up for grabs when it is up in the air and can be taken (grabbed) by anyone. Example: "Are all of the seats taken" Reply:"No. Some are still up for grabs."

You must act quickly if you want to get the thing that is up for grabs, because it could be grabbed by anyone. Example: "Yes, a few seats are still up for grabs, but you had better act quickly. They're being taken fast."

 

 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 توسط سارا

Have  اغلب به معنای " داشتن" یا مالکیت است.

I have a computer.

We have a small house.

I don't have enough money to buy a car.

 

What can you have?

                                                                                                                                                                          have breakfast

have a party

have a class

have a cup pf coffee/tea.

have a cold.

در بالا گفتیم که در چه مواقعی از کلمه ی have  استفاده میشه، حالا عبارات دیگری که می توان با have ساخت:

breakfast( dinner, lunch, a meal something to eat )

a party ( a meating, a date [ a social/romantic meeting] , a good time, an argument )

a class ( homework, an exam, an appointment[with a dentist] )

a cup of coffee/tea ( something to drink, a drink, a snake [ a little food between meals] )

a cold ( the flu, a headache, a broken arm, a sore throat )


اصطلاحات با have

I'm going to have my hair cut.

]  قرار است که کسی موهای مرا کوتاه کند [

Good-bye! Have a good trip!

]  وقتی کسی از ما جدا می شود.به معنای سفر به خیر [

 

I have a brother and two sisters.

She's going to have a baby next month.

]   بچه دار شدن [

I want to learn to ski, but I don't have the time.

Do you ever have trouble/have problem understanding English?

]  مشکل داشتن [

Is that your camera? Can I have a look? (= look at it)

Is that your bicycle? Can I have a go? (= ride it)

Do you have a moment?( = have some time) can I have a word with you? (= speak to you)

We always have a good time in our English lessons.(= fun; we enjoy them)

I'm going to have my hair cut. See you latar. Can you meet me at hairdresser's?

 




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 1 اردیبهشت 1391 توسط سارا


فعل چیست؟


 فعل مهمترین بخش در زبان انگلیسی می باشد، حتی کوتاهترین  جملات دارای فعل هستند.شما می توانید یک جمله ی یک کلمه ای به کمک فعل بسازیدمثل: Stop!

برخی از افعال انجام كاری را می رسانند كه به آنها Action Word   می گوییم مانند: fight, run, work برخی دیگر چنین نیستند  و معمولا وضعیت و یا وجود چیزی را می رسانند كه به آنها  State Word می گوییم مانند: be, exist, seem,belong

یك فعل همیشه داری فاعل است (کننده ی کار) مثال:

John speaks English.

در این جا John  فاعل (subject) و speaks  فعل می باشد. بنابراین می توانیم بگوییم كه افعال كلماتی هستند كه به ما می گویند فاعل چه می كند و یا چه هست:

Action: Renaldo plays football.

State :Owen seems kind.

نکته ای كه در مورد فعل ها وجود دارد این است كه افعال بر خلاف دیگر كلمات (صفات، قیدها، حروف اضافه و... ) شكل های مختلفی دارند اگر چه كه اسمها نیز دارای دو نوع مفرد و جمع ( همراه با s) می باشند.مثلا فعل to work ( کار کردن) دارای پنج شکل است:

to work , work , worked , works , working

دانلود کنید




Source :www.EnglishClub.com




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 فروردین 1391 توسط سارا

امروز واسه یکی از دوستام اس ام اس دادم و اون در جواب من این اس ام اس رو فرستاد:

Bravo! I proud with you.

منظورش رو از این جمله انگلیسی فهمیدم، یعنی: آفرین!من به تو افتخار می کنم. ولی این جمله کاملا اشتباهه! ( البته من بهش نگفتم که اشتباهه!!) درستش اینه:

I am proud of you. ( or I am so proud of you)

خیلی تعجب کردم که از حرف اضافه ی with استفاده کرده، واسه همین کتاب Common Mistakes in English  رو نگاه کردم و دیدم که معمولا اشتباها از حرف اضافه ی for  استفاده میشه .این هم مثال کتاب:

Proud of , not for.

Don't say: He's very proud for his promotion.

Say: He's very proud of his promotion.

Note: We say take (a) pride in: A craftsman takes a pride in his work.




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 فروردین 1391 توسط سارا

ری بن Ray-Ban یک برند عینک‌های آفتابی هستش که در سال ۱۹۳۷ در امریکا تاسیس شد.








موضوع این پست معرفی یا تبلیغ این برند نیست، فقط می خوام در مورد تلفظش بگم. باز هم با عرض معذرت از دوستان نکته سنج، به جای علائم فونتیک برای نشان دادن تلفظ مجبورم فینگلیش تایپ کنم.

ری بن در ایران تقریبا هر جا شنیدم به صورت rey bon  تلفظ میشه در حالی که درستش rey ban هستش.

 

Got my Ray-Bans on and I’m feeling hella cool tonight, yeah

 

عبارت بالا از آهنگ Cheers  )  که Rihanna  خونده ). یه نکته ی ساده که حتما میدونید رو یادآوری می کنم، همونطور که می بینید کلمه ی Ray Ban  به صورت جمع اومده علتش اینه که در زبان انگلیسی لغاتی مثل عینک، شلوار،کفش همیشه به صورت جمع استفاده می شوند. چند تا مثال:

I've had my shoes resoled.

I wear glasses for driving.

He disapproves of women in trousers.

He was so frightened that he wet his pants.

حالا به این بیت از محسن چاوشی توجه کنید:

عینک ری بن اصلم، هر چی دارم مال تو

نفسم تویی تو دختر، همه دردات مال مو

خوب این آهنگ از محسن چاوشی و آهنگ Cheers  از Rihanna  هر دو از کلمه ی ری بن استفاده کردند گوش کنید و خودتون مقایسه کنید!!!

 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391 توسط سارا

یه سوال برام پیش اومده؟؟؟

بعضی از لغات انگلیسی که ما در محاوراتمون از اونا استفاده می کنیم به شکل مشکوکی اشتباه تلفظ میشن!!! مثلا کلمه ی message  ( ( SMS . من  نمی دونم توی word  چطور از علائم فونتیک استفاده کنم که تلفظ رو به شما نشون بدم! پس با عرض معذرت مجبورم فینگلیش بنویسم. کلمه ی message که تلفظش mesej  هستش در ایران به صورت maseij  تلفظ می شه! آخه مگه این E  که حرف دومشه نمی بینند؟ حرف E هرگز و تحت هیچ شرایطی صدای فتحه نداره!!!!




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1391 توسط سارا

از این به بعد کم کم  وبلاگ رو به یه کلاس مجازی تبدیل می کنیم و تمرین های برای مهارت های چهارگانه ی زبان که قبلا گفتم براتون تو پست های مختلف قرار میدم. شما می تونید تمرین ها رو در بخش کامنتها جواب بدید.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 فروردین 1391 توسط سارا

انشا نوشتن یکی از راه های تقویت زبان انگلیسی است. برای این هفته می تونید یه انشا در مورد "فصل بهار" بنویسید. البته منظور از انشا، نوشتن چند خطه.6 جمله تا 12 جمله. انشاهاتون رو در بخش کامنت های همین پست برام بذارید.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 فروردین 1391 توسط سارا

مربع

 

Square

مستطیل

 

Rectangle

مثلث

 

Triangle

دایره

 

Circle

 

 

 

 

نیم‌دایره

 

 Semi-circle

هشت ضلعی

 

 Octagon

پنج ضلعی

 

 Pentagon

بیضی

 

 Oval

 

 

 

 

لوزی

 

 Diamond

ستاره

 

 Star

متوازی الاضلاع

 

 Rhomboid

رأس

 

 Point

       

مارپیچ

 

 Spiral

کره

 

 Sphere

مکعب

 

 Cube

هرم

 

 Pyramid

 

 

 


Source: Click



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 فروردین 1391 توسط سارا

مهارت های چهار گانه ی زبان به زبان ساده

 

در هر زبان چهار مهارت وجود دارد. مهارت شنیدن(شنیداری)، مهارت صحبت کردن(گفتاری)،مهارت خواندن، مهارت نوشتن. شما برای یادگیری هر زبانی به این چهار مهارت احتیاج دارید.

مهارت های شنیدن و خواندن، مهارت هایی هستند که به وسیله ی آنها اطلاعات بدست می آورید.مثلا اخبار گوش می دهید،روزنامه و مقاله می خوانید و...

مهارت های صحبت کردن و نوشتن، مهارت هایی است که شما اطلاعات می دهید.

و البته برای موفقیت در هر چهار مهارت به گرامر احتیاج دارید. مثلا برای صحبت کردن علاوه بر تمرین هایی که لازمه انجام بدید باید گرامر قوی هم داشته باشید. فعل رو بشناسید، بدونید فعل با قاعده و بی قاعده چیه ، زمان ها رو بلد باشید، ساختار جملات پرسشی رو بلد باشید و ...

پس اگر به گرامر تسلط نسبی نداشته باشید، از تمرین هایی که قراره برای تقویت این مهارت ها انجام بدبد، نتیجه ای نمی گیرید. برای همین یکی از موضوعات وب رو گرامر قرار دادم.

 




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 اسفند 1390 توسط سارا

مقدمه

 

حتما این جمله ها رو از دبیران و اساتید زبان تا حالا شنیدید که : " شما مثل یک کودک هستید. یک کودک، به صحبت های اطرافیان گوش می دهد و کم کم یاد می گیرد کلمات را بیان کند و جملات ساده بسازد. جملاتی با ساختار دستوری صحیح بیان می کند( بدون اینکه دستور زبان بداند) و بعد که به مدرسه می رود  خواندن و نوشتن یاد می گیرد، در مدرسه جملات را برای کودک تشریح! می کنند و با دستور زبان آشنا می شود و در نهایت با ادبیات آشنا می شود."

کودک صحبت می کنه چون احساس نیاز می کنه. زمانی که نمی تونه صحبت کنه با گریه به مادر می فهماند که گرسنه است و به طور کلی تنها راه ارتباطی او گریه کردن است، در مسیر یادگیری زبان، گاهی از زبان اشاره استفاده می کنه. زبان، ابزاری برای بیان نیاز ها و احساسات است، راهی برای ارتباط برقرار کردن و بیان مقصود است. احتمالا تا احساس نیاز پیش نیاد کسی علاقه ای به یادگیری زبان پیدا نمی کنه!!

براتون مثال می زنم: یه دوستی که دکترای زبان و ادبیات انگلیسی داشت و در انگلیس درس خوانده بود و تا چند سال پیش آنجا بود تعریف می کرد که در انگلیس خیلی از خانم ها و آقایون رو می شناخته که اصلا انگلیسی بلد نبودند!!!

می دونید چرا؟ چون احساس نیاز نمی کردند. چون فروشگاه های اونجا بود که فروشنده های ایرانی داشت، چون دوستان ایرانی داشتند و با اونها ارتباط داشتند و می دونم شاید باورش براتون سخت باشه ولی با وجود اینکه خیلی سال بود که انگلیس بودند اما انگلیسی بلد نبودند.دلیل دیگه نداشتن اراده بوده، چون خیلی عجیبه کسی در یه کشور خارجی باشه ولی تلاش نکنه که زبان اون کشور رو یاد بگیره.این موضوع توی خیلی از کشورها هست به خصوص امریکا که ایرانی زیاد داره دیده میشه. خیلی از ایرانیان مقیم امریکا ( به خصوص ایالت های ایرانی نشین مثل کالیفرنیا) انگلیسی رو دست و پا شکسته بلدند!!

برای همینه که به احساس نیاز برای یادگیری خیلی تاکید کردم.خوب وقتی که حتی بعضی ایرانی های خارج از کشور احساس نیاز نکردند پس ما که در ایرانیم دیگه چی بگیم؟ جواب اینه که باید اراده ی قوی داشته باشیم و انقدر بهانه نیاریم که باید در محیط قرار بگیریم ( چون مثال زدم براتون که هستند کسانی که در محیط بودند و یاد نگرفتند) فقط پشتکار می خواد. همونطور که گفتم مثل زمان بچگی که زبان مادریتون رو یاد گرفتید می تونید زبان های دیگه هم یاد بگیرید.

Just like a baby.

ادامه دارد...




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 اسفند 1390 توسط سارا
(تعداد کل صفحات:2)      1   2